| تعداد بازديد تا كنون: 13186 بار |
مفعول له (مفعول لِأجله) |
مفعول له (مفعول لِأجله)
| مصدر منصوبي است که علت انجام فعل را نشان ميدهد.
| مثال: اُصلّي قُربةً إلي اللهِ (براي نزديکي به خدا نماز ميخوانم) | در مثال بالا، «قربةً» = (نزديک شدن) مفعول له است، زيرا علت انجام فعل «اُصّلي» = (نماز خواندن) را بيان ميکند. | مفعول له معادل قيد علّت در زبان فارسي است. از اين رو آن را با معادلهايي مانند (به علت، به سبب، به جهت، براي» و... ترجمه ميکنند. | مثال: قُمتُ احتراماً للمدرِّس (به جهت احترام به آموزگار برخاستم) | نکته:
| ميتوان بر سر مفعولٌ لاجله حرف جرّ «لِـ» به کار برد. جار و مجرور پديد آمده اگر چه هم معني با مفعولٌ له است، ولي اصطلاحاً به آن «مفعول له» نميگويند. (در ترکيب به آن فقط «جار و مجرور» گفته ميشود). | «حالات مختلف مفعولٌ لِاجله» | مفعول لاجله داراي سه حالت است: با الف و لام، مضاف، بدون الف و لام و غير مضاف. | | اگر مفعول لاجله با الف و لام باشد، بيشتر بر سر آن حرف «لِـ» به کار ميرود.
| مثال: سافرتُ للرّغبةِ في العلمِ. | در اين مثال «الرّغبةَ» مفعول لاجله بوده که چون الف و لام دارد بر سرش حرف «لِـ» در آمده است. | | اگر مفعول لاجله مضاف باشد، ميتوان آن را به صورت منصوب به کار برد يا بر سر آن حرف «لِـ» در آورد. | مثال: أجتهدتُ خوفَ الفَشَلِ، اجتهدتُ لخوفِ الفشلِ | در اين دو مثال «خَوْف» مفعول لاجله است که به «الفَشل» اضافه شده است از اين رو در جمله اول منصوب و در جمله دوم مجرور به کار رفته است. | | اگر مفعول لاجله الف و لام نداشته باشد و مضاف نيز نباشد، بهتر است به صورت منصوب به کار رود. | مثال: فرَّ خوفاً. | در اين جمله «خوفاً» مفعول لاجله است که الف و لام ندارد و مضاف نيز نيست از اين رو منصوب به کار رفته است.
| | علامت مفعول لاجله آن است که در پاسخ پرسش «لماذا» (چرا، براي چه) ميآيد. | مثال: لماذا تقرؤونَ؟ نقرأ رغبةً في العلمِ. |
|
براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست،
عضو
پارسي تست شويد.