| تعداد بازديد تا كنون: 2599 بار |
| عنوان : علت و معلول |
اصولاً به دلیل وابستگی های خاصی که میان موجودات جهان وجود دارد ، هر علتی فقط معلول خاصی را ایجاد می کند و هر معلولی تنها از علت خاصی صادر می شود . ما در تجربیات عادی خود به این حقیقت اعتقاد راسخ داریم که مثلاً برای با سواد شدن باید درس خواند و برای حفظ سلامتی باید ورزش کرد و برای ارتباط با خدا باید نماز و نیایش به جای آورد ؛ بنابر این ، اگر بخواهیم با سواد شویم یا سلامتی خود را حفظ کنیم یا با خداوند ارتباط داشته باشیم ، باید به علل خاص آن ها متوسل شویم و اگر از غیر راه آن ها وارد شویم ، هرگز به نتیجه نخواهیم رسید . فلسفه ثابت می کند که در میان تمام جریانات عالم چنین پیوستگی معینی وجود دارد ؛ یعنی میان هر علت با معلول خودش سنخیت خاصی حکم فرماست که میان یک علت و معلول دیگر نیست . | در پرتو این اصل ، نظام جهان انتظام می یابد و در اندیشه ی ما به صورت دستگاهی منظم و مرتب در می آید که هر جزء آن جایگاه به خصوصی دارد و هیچ جزئی ممکن نیست در جای جزء دیگر قرار گیرد . | جهان چون خطّ و خال و چشم و ابروست / که هر چیزی به جای خویش نیکوست | اگر یک ذره را برگیری از جای / خلل یابد همه عالم سراپای | در حقیقت ، همان گونه که وجوب علّی و معلولی از لوازم اصل علّیت و انکار آن هم چون انکار اصل علّیت است ، سنخیت علت و معلول نیز لازمه ی قبول اصل علّیت است و هر گاه بخواهیم به درستی ، معنای اصل علّیت را دریابیم باید به اصل سنخیت علت و معلول پی ببریم . عدم قبول اصل سنخیت نیز در حقیقت به معنای نفی اصل علّیت است ؛ به بیان دیگر ، اصل علّیت نفس ارتباط و پیوستگی موجودات جهان را بیان می کند و پراکندگی و عدم ارتباط آن ها را نفی می نماید . اصل سنخیت ، نظام حاکم بر این ارتباط را بر ما آشکار می سازد . | ____________________________________ | 1 – حکما این بحث را در فلسفه تحت قاعده ی « الواحدلایصدر عنه الّا الواحد » ( از علت واحد به غیر معلول واحد صادر نمی شود ) بیان داشته اند و از آن به قاعده ی « الواحد » تعبیر کرده اند . |
|