| تعداد بازديد تا كنون: 11366 بار |
نمایندگان مکتب مشاء 2 |
دررساله ی حی بن یقظان ، عارف ، سفرمعنوی خود راآغازمی کند. او با ارشاد وراهنمایی مرشد خویش قدم به عالم مجردات می گذارد. ابن سینا عالم مجردات را که جهان انوارملکوتی است، به شرق تشبیه می کند. همان طورکه غرب تمثیل زمین وعرصه ی دگرگونی وآکنده ازظلمت وتاریکی است. پیریا مرشد طریق – که حی بن یقظان نام دارد – به صورت فرشته ای برسالک ظاهرمی شود وجهانی را که سالک باید ازآن عبورکند ونیزرموزواسرار آن را برای او شرح می دهد. سپس سالک را دعوت می کند تا به همراهی او قدم درراه این سفرخطرناک بگذارد. | ترک این مرحله بی همرهی خضرمکن / ظلمات است بترس ازخطرگمراهی | دررساله الطیر، سالک دعوت پیررا می پذیرد وازخواب غلفت بیدارمی شود وبه اتفاق این ملک که او را هدایت می کند، ازورطه ها وپرتگا ه های کوه قاف می گذرد. ابن سینا این سیردرونی نفس را به پرواز یک پرنده تشبیه کرده است. | رساله ی سلامان وابسال آخرین پرده ی این حکایت است ودرآن ، سالک سرانجام ازاین مرحله می گذرد وپای دراقلیم نوروحیات می گذارد. | عارفی که این سفررا به پایان رسانیده وازقلمرو ماده گذشته است، صورت کامل عالم صغیر- یعنی مثال ونمونه ی عالم کبیر – میشود وواسطه ای است که عنایت ولطف پروردگار را به همه ی موجودات منتقل می سازد. گویی دروصال عارف با حق ، همه ی جهان وتمام مراتب وجود باردیگربه اصل خود باز میگردد. چنان که حیات عارف ، حیات همه ی جهان وخضوع او درپیشگاه الهی ، خضوع همه ی جهان به درگاه آن حکیم رحیم است. | ابن سینا نتوانست حکمت مشرقی را بینان گذاری کند اما اشارات او درجهان اسلام تاثیراتی به سزا به جا نهاد واین گونه بود که یک قرن ونیم پس ازاو شیخ شهاب الدین سهرودی حکمت اشراق را بنیان نهاد.
(صفحه ی 66)
|
|
براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست،
عضو
پارسي تست شويد.