| تعداد بازديد تا كنون: 10368 بار |
بایدها و نبایدها |
ایشان بحث خود را با این مقدمه آغاز می کند که طبیعت در ذات خود اهداف و غایاتی دارد که به سوی آن ها در حرکت و تکاپوست . در جمادات و نباتات و حیوانات حرکتی تکاملی وجود دارد که آن ها را به کمال معین خود می رساند. | این قوه ی درونی در جمادات همان است که «طبیعت شئ» خوانده می شود و در نباتات و حیوانات به نیروی غریزی و حیاتی مشهور است. در انسان نیز این نیروی طبیعی در قلمرو فعالیت های زیستی همانند سایر موجودات عمل می کند و تأمین مقاصد حیاتی و غریزی آدمی را به عهده دارد اما انسان زنجیره ای از افعال را از طریق اراده و اندیشه انجام می دهد و در این افعال نیز مقاصدی را دنبال می کند. | در این جاست که به «ادراکات اعتباری» نیازمند می شود و این اعتبارات را نزد خود وضع می کند؛ مثلاً طبیعت انسان مثل طبیعت نبات و حیوان به غذا نیاز دارد ولی بر خلاف گیاه که این مقصد تکوینی را باید به طور مستقیم از راه ریشه ها و آوند ها از زمین جذب کند و بر خلاف حیوان که به حکم غریزه به سوی غذا کشیده می شود، انسان باید با اندیشه و اراده به تهیه ی غذای مناسب برای خود اقدام کند. در حقیقت، در این جا اندیشه و اراده به خدمت طبیعت انسان درآمده است و می خواهد اهداف طبیعت را بر آورد. | علامه طباطبایی معتقد است که اندیشه ی آدمی به کمک یک حکم یا تصدیق انشایی به سوی مقصد خود حرکت می کند ؛ يعني ، هنگامي که انسان ميل به غذا را در خود حس مي کند و بعد از آن غذایی که گرسنگی او را رفع می کند در نظر می آورد، بین این میل و کشش و آن غذای مطلوب باید یک حکم اعتباری و انشایی به این صورت ارتباط برقرار می کند: | برای رفع گرسنگی باید این غذا را تهیه و صرف کنی! پس ذهن یا همان قوه ی عقل نظری در این مثال یا هر فعل ارادی که بخواهد از انسان صادر شود، یک «باید» یا «نباید» اعتبار می کند و همین باید ها و نبایدهاست که انسان را وادار می سازد که به دنبال مقاصد طبیعی خویش روانه شود. | در افعالی هم که جنبه ی اخلاقی دارند، وضع به همین صورت است . آدمی به اقتضای فطرت انسانی خویش به صفات و افعال اخلاقی گرایش دارد و از صفات و افعال غیر اخلاقی گریزان است؛ مثلاً به عدالت و انصاف گرایش دارد و می پذیرد که باید انصاف را مراعات کرد . به همین جهت ، یک کاسب خوش انصاف در وجدان خود حکم می کند که باید جنس سالم به مشتری تحویل داد و نباید کم فروشی و گران فروشی کرد . | از همین باید ها و نباید های اعتباری ذهن مفاهیم «حُسن و قبح» و «خوب و بد» را می سازد؛ اموری را که حکم به «باید » می کند، خوب و حَسَن می نامد و اموری را که حکم به «نباید» می کند، بد و قبیح می خواند. | بنابراین، عقل آدمی برای رسیدن به برخی مقاصد اخلاقی یا اجتماعی نیاز حتمی دارد و آن گاه که به حکم دادن درباره ی این باید ها و نباید ها مشغول است ، عقل عملی خوانده می شود. بدین ترتیب، عقل نظری و عقل عملی دو قوه ی جداگانه از نفس انسان نیستند که هر کدام وظیفه ای داشته باشند . بیش از یک قوه ی عقل در آدمی وجود ندارد . زمانی که این عقل به ادراک حقایق و تحصیل علوم اشتغال دارد ، عقل نظری خوانده می شود و آن گاه که به حکم باید و نباید و اعتبارات عقلی مشغول است، عقل عملی نامیده می شود. (صفحه ی 117 و 118) |
|
براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست،
عضو
پارسي تست شويد.