| تعداد بازديد تا كنون: 10126 بار |
علل اربعه |
خیاطی را در حال دوختن یک پیراهن در نظر بگیرید. حال از خود بپرسید برای آنکه این پیراهن دوخته شود مجموعاً چه چیزهایی باید در کار باشد، و اگر نباشد پیراهنی به دست نخواهد آمد؟ با کمی تأمل خواهید گفت، چیزهای اصلی از این قرارند: | 1- خیاط که پیراهن را باید بدوزد؛
| 2- پارچه ای که برای دوخت لازم است؛
| 3- شکل و الگوی پیراهن ؛
| 4- انگیزه ای که خیاط را به دوخت و دوز وا می دارد.
| ارسطو بیان داشت که در هر کار و فعالیتی که انسان انجام می دهد و در هر حرکت و تحولی که در طبیعت رخ می دهد چهار علت اصلی شبیه آنچه در مثال خیاط ذکر شد ، می توان تشخیص داد . اصطلاحاتی که ارسطو برای این علل قرار داده است به ترتیبی که در مثال فوق بیان شد عبارتند از : | 1- علت فاعلی (خیاط)
| 2- علت مادی (پارچه)
| 3- علت صوری (شکل و الگو)
| 4 – علت غایی (انگیزه ی خیاط)
| ارسطو به ما می آموزد که برای «توجیه عقلانی» هر پدیده ای می توان از اين چهار علت که به علل اربعه معروف است ، استفاده کرد. | ارسطو، در کتاب «طبیعیات» درباره ی این علل می گوید : | اکنون ما به علت ها ، تعداد و خصوصیات آنها اشاره می کنیم : | 1 – علت در معنای نخست ؛ آن عاملی است که با عمل خود چیزی را به وجود می آورد ، مانند نقاشی که یک اثر هنری را می آفریند، یا نویسنده ای که کتابی می نویسد و یا به طور کلی هر سازنده ای که محصولی را تولید می کند (این را علت فاعلی نامند). | 2- علت در معنای دوم ، آن چیزی است که جنس هر موجودی را تشکیل می دهد، مانند برنز برای مجسمه و نقره برای جام. (این همان علت مادی است) | 3- علت در معنای سوم ، شکل یا صورتی است که از ماهیت و نوع یک پدیده حکایت می کند (این را علت صوری گویند.) | 4- علت در معنای چهارم ، آن چیزی است که کار ، برای آن انجام می شود، مثل تندرستی که علت پیاده روی است. وقتی می پرسیم چرا فلانی پیاده راه می رود ؟ می گوید: «برای» اینکه تندرست بماند . (این همان علت غایی است). (صفحه ی 52 و 53 و 54) |
|
براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست،
عضو
پارسي تست شويد.