امروز جمعه 21 اسفند 1388

 

 
 



 
 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 4490 بار
عنوان : اصطلاحات موسيقي 2

بر روي مترونوم واژه‌هايي قرار دارد كه هر كدام نشانگر سرعت خاصي هستند كه بسيار حائز اهميت است.

در ذيل جدولي از مهمترين واژه‌هاي روي مترونوم و تعداد واحد ضربه‌ي هر يك در دقيقه را نشان نمي‌دهيم.

نكات تستي مرتبط
اصطلاحات موسيقي (4243) : اگر نقطه در بالا يا زير نت قر ار گير د ، نصف ارزش زماني آن نت اجرا شده و بقيه آن تبديل به سکوت م...
فاصله در موسيقي ( 1 ) (4610) : در موسيقي ما بين نت فاصله اي وجود دارد و واحد شماره فاصله پرده و نيم پرده مي باشد و همانطور که ...
عدد و طول فاصله در موسيقي (5103) : در الگوي بالا فواصل را در موسيقي مورد بررسي قرار داديم و گفتيم که اين الگوي ثابت مي‌باشد و هميشه...
فاصله در موسيقي ( 2 ) (4556) : براي يادآوري و تأکيد بيشتر يک بار ديگر بنيه فاصله ها را و مقدار پرده و نيم پرده بين آنها را با ...
فاصله در موسيقي ( 3 ) (4152) : هرگاه به هر فاصله درست ، بزرگ ، کوچک ، کاسته و افزوده ( ربع پرده ) اضافه کنيم ، لفظ بيش قبل از ...
اصطلاح كـُما در موسيقي (3682) : اگر هر پرده را به 9 قسمت مساوي تقسيم کنيم اصطلاحاً به هر قسمت يک کما مي‌گويند . بر...
نويسنده هاي كتابهاي موسيقي (4174) : فارابي : فيلسوف ، رياضيدان ، موسيقيدان / ملقب به معلم ثاني ، نوازنده قانون مؤلف کتابهای:1 ...
فاصله ها در موسيقي (3586) : فاصله را هميشه بالارونده حساب مي کنند. هر فاصله به نام شماره ي نت هاي تشکيل دهنده ي آن ناميده مي...
دانگ‌هاي موسيقي ايراني (4463) : موسيقي ايراني از چهار دانگ تشكيل شده است كه عبارتند از : شور ، دشتي ، چهارگاه ، ماهور و دستگاه‌ه...
دستگاه‌هاي اصلي موسيقي ايراني (4569) : دستگاه‌‌هاي اصلي در موسيقي ايراني شور نوا سه گاه چهارگاه ماهور راست پنج گاه...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

لفيف مفروق و مقرون
لفيف مفروق: فعل معتلي است در حرف عله نزديک به هم داشته باشد. مثل: لفيف مفروق ترکيبي از مثال و ناقص مقرون ترکيبي از اجوف و ناقص است در لفيف مفروق قوانين مثال و ناقص را اجرا مي کنيم، امّا در

اعلال
«ودع» يک فعل معتل است از نوع مثال: (فعل معتلي است که اولين حرف اصلي آن حرف علّه باشد. مثال يا واوي است و يا «يايي» فعل هاي مثال واوي داراي دو وزن بيشتر نيستند. يا «فَعَلَ» «يفْعِلُ» که اکث

اسم منسوب
اسم منسوب: اسم منسوب اسمي است که بر نسبت دادن اسمي به اسم ديگر دلالت مي کند، مانند: نسيمُ ربيعيٌّ : نسيم بهاري (ربيعيٌّ: اسم منسوب است که «نسيم» را به «ربيع» نسبت داده ايم.) ساختن ا

اسم مصغّر
«اسم مصغّر» اسمي که مفهوم خُردي و کوچکي را برساند «اسم مُصَغَّر» ناميده مي شود. اسم مصغّر براي بيان کوچکي، نزديکي مکاني يا زماني، ابراز محبّت يا توهين يا تحقير يک فرد نيز به کار مي رود. «س

مضافٌ اليه
مضافٌ اليه مضاف اليه اسمي است که در پي اسم ديگري (مضاف) بيايد و آن اسم بدان نسبت داده شود، مانند: کتابُ عليٍ، قلمُ سعيدٍ. در اين مثال، «علي» و «سعيد» مضاف اليه اند و کلمه هاي «کتاب» و «قلم» به آ

  1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.
образование Малайзия Курс английского

© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد